خاطره خوانی - نوشته ی نادر
خاطره خوانی
پیش درآمد :
نهم مهر 92 ، نادر تشرعی ، که به همت او این وبلاگ به راه افتاد ، آخرین چشم نوشته اش را بر دیوار چارو جسباند .
گذشت و گذشت تا چند روز پیش که به لطف وایبر ، مرا مهمان چند لحظه ی احوالات و چشم نوشته هایش کرد . چند لحظه ای که در آن این اجازه را از او گرفتم که یکی از خاطراتش را بخوانم .
بد خواندنم را ببخشید . صدای من صدای نادر نخواهد شد . نگاه من نیز نگاه او نخواهد شد .
و اما :
1 – برای شنیدن این خاطره خوانی به 13 دقیقه وقت نیاز دارید .
2 – حضرت نادر ، منتظر چندسطری که قول نوشتنش را دادی هستم .
3- این خاطره خوانی را از اینجا دانلود کنید :
http://s5.picofile.com/file/8143401800/Voice00053_1_.html
4- امییدوارم کامنت های دوستان را در حد ممکن ، حضرت نادر پاسخگو باشد .
ارادتمند : مجید . باقی بقایتان .
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر ۱۳۹۳ ساعت 0:42 توسط مجید
|
چارو ، نام کتابفروشی ای هم بود . خاطرات اولین کتابهای خیلی ها . سوخت اما . در سوزاندن کتابفروشی ها سوخت .